پرنیاپرنیا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

عروسکهای نازم پرنیا و پانیا

آرایشگاه مامان سولماز

یکروز از روزهای قشنگ بهاری احساس کردم که موهای دخترم به کمی کوتاهی ومرتب شدن نیاز دارد به آرایشگاه هم رفتیم ولی هر کار کردم راضی نشد ودر نهایت خودم برای انجام این کار دست به کار شدم ونتیجه : پیشنهادم به شما اینه که شما خودتون اگه ناشی هستید اینکار رو انجام ندید ...
6 ارديبهشت 1392

خواب دوفرشته ی ناز

دخترم پرنیا خیلی اصرار دارد که شبها کنار خواهرش بخوابد از آنجا که هرشب من وپدرش از جانب او ضربه های کاری در نقاط مختلف بدنمان می خوریم از او خواهش کردم که روزها وقتی که من بیدارم کنار خواهرش بخوابد که اولین باری که با تصویر بالا این اتفاق رخ داد پرنیا خانوم 20دقیقه بیشتر نتونست کنار خواهرش بخوابه وناگهان از خواب بیدار شد وفریاد زد مامان بیا دیگه خودت نگهش دار من خسته شدم نمی تونم ...
6 ارديبهشت 1392

یک تجربه

یک روز دخترم با مامان فاطمه به پارک رفت .وقتی برگشت همراهش یک گل کوچک بود که می خواست اون رو زنده کنه جالبه که اگه یک روزی خواستید یک گلی رو زنده کنید از این روش استفاده کنید امیدوارم که از این آموزسش لذت برده باشید تا آموزشهای بعدی شمارو به خدا می سپارسم . ...
2 ارديبهشت 1392

آموزش به پرنیا خانوم

یک روز از روزها به پرنیا خانوم گفتیم که به خاطر خواهرش هم که شده دیگه بهتره شصتشو نخوره واون هم به راحتی قبول کرد چند دقیقه دیگر دیدیم که حرکات زیر رو با عروسکش انجام می ده وبه نتیجه رسیدیم که بهتره انگشت خودشو بخوره   ...
2 ارديبهشت 1392